السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

337

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

هر گاه متمكن از استقرار نباشد بسبب مرض يا غير أن وجوب استقرار ساقط است لكن واجب است ذكر را تمام كند قبل از خروج از حد ركوع وهر گاه متمكن از ماندن بحد ركوع نباشد تا ذكر تمام شود در اين صورت جايز است پيش از رسيدن بحد ركوع شروع بذكر كند يا در حال بلند شدن آن را تمام كند ( مسألة 16 ) اگر در ركوع سهوا ترك طمأنينه كند بانكه در حد ركوع هيچ مستقر نماند بلكه بمجرد رسيدن سهوا سر از ركوع بر دارد أحوط اعاده نماز است زيرا كه محتمل است صدق ركوع متوقف بر في الجملة طمأنينه باشد لكن أقوى صحت نماز وعدم لزوم اعاده است ( مسألة 17 ) جايز است جمع كند بين تسبيحه كبرى وصغرى يا بين انها وبين ساير أذكار ( مسألة 18 ) اگر بقصد تسبيحه صغرى بذكر شروع كند جايز است در أثناء ان عدول از ان بتسبيحه كبرى كند مثلا سبحان تنها گفته بقصد سبحان الله عدول كند وربى العظيم وبحمده را بگويد وهم چنين عكس ان واگر سبحان الله بقصد تسبيحه صغرى بگويد وبعد از ان اضافه كند والحمد لله ولا إله إلا الله والله أكبر بقصد ذكر ركوع جايز است وهم چنين بعكس ان ( مسألة 19 ) معتبر است در ذكر ركوع عربيت وموالات وأداء حروف از مخارج ومواظبت بر حركات اعرابيه وبنائيه ( مسألة 20 ) مخير است در لفظ ربي العظيم كسره با را اشباع كند يا نكند ( مسألة 21 ) اگر در حال ذكر واجب بسبب قهوى حركت كند كه از استقرار خارج شود واجب است اعاده ذكر بخلاف ذكر مندوب ( مسألة 22 ) حركت كمي كه منافى صدق استقرار نباشد در ركوع ضرر ندارد وهم چنين حركت دست وپا با استقرار بدن ( مسألة 23 ) اگر بأول حد ركوع رسيد ومستقر شد وذكر آن را گفته يا نگفته خم تر شود بحديكه از ركوع خارج نشود ضرر ندارد يا بعكس كه أول بسيار خم شد كه اخر حد ركوع است وذكر گفت يا نگفت بعد از ان بلند شد وباول حد ركوع مستقر شد در هيچ كدام ركوع زايد محسوب نيست زيرا كه حد ركوع درجات دارد بخلاف صورتيكه بآخر حد ركوع رسيده باشد وبعد از استقرار خم تر شود كه از حد ركوع خارج شود ودوباره بر گردد بحد ركوع كه در اين فرض ركوع زياد شده ونماز باطل است ( مسألة 24 ) اگر در لفظ عظيم شك كند كه بضاد است يا بظاء واجب است آن را ترك كند وتسبيح صغرى را سه مرتبه بگويد يا ساير أذكار را بگويد وجايز نيست كه تسبيحه كبرى را بهر دو وجه بخواند واگر شك كند كه مثلا العظيم را بكسر